روز وشب فکر توام در خواب میبینم تو را خواب شب پوچ است من بیدار میخواهم تورا

دندان پزشک آخرین دندان گرگ را کشید...

نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوز خندی زد!!!


گرگ زیر لب گفت :بخند...


این است عاقب گرگی که عاشق گوسفند شد...















+ تاریـــــــخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ساعــــت 0:8نویــــسنده یخ فروش جهنم |


+ تاریـــــــخ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ساعــــت 15:37نویــــسنده یخ فروش جهنم |


صندلی ات را کنار صندلی ام بگذار....همنشینی باتو یعنی تعطیل رسمی تمام درد ها







+ تاریـــــــخ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ساعــــت 1:13نویــــسنده یخ فروش جهنم |

خدایا یادت هست؟ دستشو گرفتم!

 

آروم پیشت گفتم من اینو میخوام...

 

گفتی کمه بهتر از اینو برات کنار گذاشتم...

 

پامو کوبیدم زمین گفتم من همینو میخوام ...

 

گفتی نمیشه آخه...

 

قولشو....

 

به کس دیگه ای دادم...

 

+ تاریـــــــخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ساعــــت 15:34نویــــسنده یخ فروش جهنم |

+ تاریـــــــخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ساعــــت 18:50نویــــسنده یخ فروش جهنم |

باید بنویسم


بخاطر پدری که نان شب ندارد

 

و عرق شرم صورتش راخیس کرده


باید بنویسم محض خاطر مادری که

 

برای نان شبش تن می فروشد

باید بنویسم وقتی که

 

 تو هر شب یکی را در آغوش میگیری

 

کودک قصه ی من عروسک پاره اش را به جای

 

مادرش به آغوش میکشد

مینویسم محض خاطر پسرکی که

 

 از بدو تولد دست پدری بالای سرش نبود

 

و تو توی خیابان سوار ماشین

 

مدل بالات به دست فروشی او میخندی

باید بنویسم برای خاطر دختری که

 

محض هوس بازی پسری هرزه پرست

 

خود را به فنا داد

و پسری که گول داداشی های رفیقش را خورد

 

و حالا

 

باید گوشه خرابه ای

 

لاشه کرم زده اش را جمع کنند

باید بنویسم برای دختری که

 

بداند خوشبختی مدل

 

ماشین و خط سینه پسرا نیست

 

و برای پسرایی که به دنبال موی بلوند

 

و استخوانی و

 

چشم های رنگی

 

با کفش های پاشنه بلند می روند

باید بنویسم به خاطر شیخی که

 

شب مردم را روی منبر

 

پند میکند اما ساعتی بعد

 

 رختواب پهن میکند برای ....

مینویسم برای خودم برای تو

تا ذره ای از بغضم را بتوانم خالی کنم...

+ تاریـــــــخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 ساعــــت 14:15نویــــسنده یخ فروش جهنم |

 

بنویس تایید نمیشه نظرام !!!!

 

+ تاریـــــــخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 ساعــــت 13:6نویــــسنده یخ فروش جهنم |

ڪور بـ ـاشـ بـانـو ... !

نـِگـاه ڪـہ ـمـیڪـنــے،مـیگـــטּ : نَــــخ

 

בاد ...!

عَـبـوس بـاش بـانـو لَبـخَـنـב ڪــہ

 

ـمـیزَنـــے،مـیگـــטּ: پـا בاد ...!

لـال بـاش بـانـو ... !

حَــرف ڪـہ مـیزَنـــے،مـیگـــטּ : جـِلــوه

 

فُــروפֿــــتــ ...!

ڪور بـ ـاش،ـشـایَـב دَسـتــــ اَز سَـرمـاטּ

 

بَــردارَטּ ..

 
+ تاریـــــــخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ساعــــت 21:29نویــــسنده یخ فروش جهنم |


همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم می رن
هنوز گاهی سراغت رو از این دیوونه می گیرن
به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره
واسه همین جدایی تو کسی جدی نمی گیره
به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره
واسه همین جدایی تو کسی جدی نمی گیره
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه

همین خوبه که با اینکه چشاتو روی من بستی
تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی
همین خوبه که آرومی و حس می کنی آزادی
که دست کم تو عکسامون هنوزم پیشم ایستادی
واسه من کافیه اینکه تو از من خاطره داری
به یادشون که میفتی واسه من وقت می ذاری
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه

همین خوبه که با اینکه سراغ از من نمی گیری
ولی تا حرف من می شه یه لحظه تو خودت می ری
به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره
واسه همین جدایی تو کسی جدی نمی گیره
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه


ابی

+ تاریـــــــخ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ساعــــت 23:38نویــــسنده یخ فروش جهنم |

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از كشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
كودكان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم  ...

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان
نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند
نه به حرفي دلي را آلوده
تنها به شمعي قانعند
و اندكي سكوت...   

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

درختان می گویند بهار
پرندگان می گویند ، لانه
سنگ ها می گویند صبر
و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند «خوشبختی»
امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،
در طلب نور !
ما نه درختیم
و نه خاک .
پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،
باید در حریم خودمان جستجو کنیم ...  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانم؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟... 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم ،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

ما چيستيم ؟!
جز ملکلولهاي فعال ذهن زمين ،
که خاطرات کهکشان هارا
مغشوش ميکند!

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشم های من است
به چشمهایم نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

به من بگوييد
فرزانه گانِ رنگ بوم و قلم
چگونه
خورشيدي را تصوير مي كنيد
كه ترسيمش
سراسر خاك را خاكستر نمي كند ؟  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

انسانم !
ساکت ، چون درخت سیب !
گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !
و بارور ، چون خوشه ی بلوط !
به جز خداوند ،
چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

میزی برای کار ،
کاری برای تخت ،
تختی برای خواب ،
خوابی برای جان ،
جانی برای مرگ ،
مرگی برای یاد ،
یادی برای سنگ ،
این بود زندگی ...  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

نیستیم !
به دنیا می آییم
عکس ِ یک نفره می گیریم !
بزرگ می شویم ،
عکس ِ دو نفره می گیریم !
پیر می شویم ،
عکس ِ یک نفره می گیریم ...
و بعد
دوباره باز
نیستیم   

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ،
چون من که آفریده ام از عشق
جهانی برای تو !  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

ما
در هیأت پروانه ی هستی
با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم !
برای زمین ، هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد
یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست
اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم
سرانجام به خودمان خواهیم رسید. 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مایيم كه پا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
هر پسين
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند ، خورده شدند
آنها که لال مانده اند ، می شکنند
دندانساز راست می گفت
پسته لال ، سکوت دندان شکن است

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

من تعجب میکنم که چطور در روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن
ترکیب می شوند و آب از آب تکان نمیخورد !

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

بهزیستی نوشته بود :
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم ریاضی عزیزم
که همیشه میگفت : گوساله ، بتمرگ !!!!؟؟؟؟

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


با اجازه محیط زیست در دریا دکل می کاریم
ماهی ها به جهنم ! کندوها پر از قیر شده اند
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته اند ، چه سعادتی !
داریوش به پارس می نازید ، ما به پارس جنوبی !

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

رخش ، گاری کشی میکند
رستم ، کنار پیاده رو سیگار میفروشد
سهراب ته جوب به خود میپیچد
مردان خیابانی برای تهمینه بوق میزنند
ابولقاسم ، برای شبکه سه سریال جنگی می سازد
وای...................
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند !!

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست



صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم
این جهانی که همش مضحکه و تکراره
تکه تکه شدن دل چه تماشا داره

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

برای خریدن عشق، هرکس هرچه داشت آورد،دیوانه چون هیچ نداشت وگریست(گمان کردندچون هیچ ندارد میگرید)اماهیچکس ندانست که قیمت عشق ،اشک است

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

غریبه بود اشنا شد …
عادت شد …
عشق شد …
هستی شد …
روزگار شد …
…خسته شد…
بی وفا شد …
دور شد…
بی گانه شد …

فراموش نشد

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

صدباربه چوب عشق بستند مرا

ازخویش غریبانه گسستند مرا

گفتند همیشه بی ربا باید زیست

آئینه شدم باز شکستند مرا...

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 

+ تاریـــــــخ جمعه یازدهم اسفند 1391 ساعــــت 16:46نویــــسنده یخ فروش جهنم |